آموزشی

لگو و رشد هیجانی و فیزیکی کودکان

لگو و رشد هیجانی و فیزیکی کودکان

لگو؛ بیش از یک اسباب‌بازی

در یک بعدازظهر آرام، شاید دیده باشید که کودکی غرق در دنیای لگوهای رنگارنگ خود شده است. آجرهای ریز را با دقت روی هم می‌گذارد و جهانی کوچک و خیالی می‌سازد. از بیرون که نگاه می‌کنیم، فقط مشغول بازی است؛ اما باور کنید پشت این بازی ساده، کلی ماجرای رشد و تربیت هیجانی و فیزیکی در جریان است. لگو فقط یک اسباب‌بازی نیست، بلکه ابزاری جادویی برای پرورش ذهن و بدن کودکان است. روان‌شناسان کودک سال‌هاست به ما گفته‌اند که بازی برای رشد سالم بچه‌ها ضروری است و لگو یکی از آن بازی‌های شگفت‌انگیز است که همزمان چندین مهارت را در کودک تقویت می‌کند. بیایید با هم ببینیم چطور این قطعات کوچک پلاستیکی می‌توانند نقش یک مربی دوست‌داشتنی را داشته باشند.

تقویت مهارت‌های حرکتی ظریف و هماهنگی چشم و دست

اول از همه بیایید درباره‌ی جنبه جسمی و فیزیکی ماجرا حرف بزنیم. حتما دیده‌اید وقتی بچه‌ها مشغول ساختن لگو هستند، چه‌طور با حرارت قطعات را فشار می‌دهند تا بهم وصل شوند یا با انگشت‌های کوچکان تلاش می‌کنند آنها را جدا کنند. این کارها در ظاهر ساده، در حقیقت نوعی ورزش ظریف برای ماهیچه‌های دستشان است. کودک برای سر هم کردن آجرهای لگو باید از انگشتانش نیرو بگیرد و آنها را هماهنگ کند. نتیجه‌اش هم تقویت همین انگشت‌های کوچک و ناقلاست. کودکی که مدام با لگو بازی می‌کند، بعد از مدتی می‌بینید در گرفتن مداد یا مدادرنگی هم مهارت بهتری دارد؛ راحت مداد را در دست می‌گیرد و می‌تواند فشار دستش روی کاغذ را کنترل کند. در واقع لگوبازی به طور غیرمستقیم عضلات ظریف دست را تقویت می‌کند و کودک را برای مهارت‌هایی مثل نوشتن، نقاشی کردن یا بستن بند کفش آماده‌تر می‌کند. همچنین هماهنگی چشم و دست بچه‌ها هم بهتر می‌شود؛ چون باید با نگاه و حرکت دست، قطعات ریز را دقیق سر جای درستشان قرار دهند. پس دفعه بعد که بچه‌تان با جدیت مشغول ساختن برج لگویی‌اش است، یادتان باشد که او ناغافل در حال بدنسازی برای انگشت‌هایش است!

لگو‌درمانی و بیان هیجانات

حالا برویم سراغ جنبه هیجانی و عاطفی قضیه که از نظر روانشناسی بسیار جالب است. شاید برایتان جالب باشد که روان‌شناسان حتی روشی به نام لگو درمانی ابداع کرده‌اند تا از همین بازی برای رشد هیجانی بچه‌ها استفاده کنند. این روش نوعی بازی‌درمانی است که طی آن از لگو برای کمک به کودکان در حل مشکلات، بهبود مهارت‌های اجتماعی و عاطفی و حتی بیان احساساتشان بهره می‌گیرند. خیلی از بچه‌ها به‌خصوص آن‌هایی که بیان کلامی احساسات برایشان سخت است، با ساختن لگو حرف دلشان را می‌زنند. مثلا ممکن است کودکی که خجالتی یا ناراحت است، با لگو یک خانه دنج بسازد تا احساس امنیت کند، یا وقتی عصبانی است، یک آدمک عصبانی خلق کند. ساختن این صحنه‌ها یک پل ارتباطی می‌شود بین دنیای درون کودک و دنیای بیرون. در واقع لگو برایش مثل زبانی غیرکلامی است تا احساساتش را نشان دهد. به این ترتیب، تربیت هیجانی کودک با ساختن لگو به شکل غیر مستقیم اتفاق می‌افتد؛ بدون اینکه خودش بداند در حال یادگیری مدیریت و بیان احساسات است.

یادگیری مدیریت شکست و ناامیدی

یکی دیگر از ماجراهای هیجانی لگوبازی، یادگیری مدیریت شکست و ناامیدی است. حتما صحنه را تصور کرده‌اید: کوچولوی با ذوق ما یک برج بلند ساخته که ناگهان با یک تکان کوچک فرو می‌ریزد! برای کودک، این اتفاق در لحظه می‌تواند فاجعه باشد. ممکن است اخم کند، بغض کند یا حتی اشک در چشم‌هایش جمع شود. ولی کمی که بگذرد دوباره دست به کار می‌شود و برجش را از نو می‌سازد. در خلال همین خراب شدن‌ها و ساختن‌های دوباره است که جادوی تربیتی لگو عمل می‌کند. کودک یاد می‌گیرد که دنیا به آخر نرسیده و می‌تواند تلاشش را از سر بگیرد. روان‌شناسان می‌گویند این بازی تمرینی برای افزایش پشتکار بچه‌هاست؛ بچه یاد می‌گیرد کم‌کم بر ناامیدی غلبه کند و با پشتکار سازه‌اش را بازسازی کند. نکته‌ی مهم این است که کودک متوجه می‌شود شکست بخشی طبیعی از بازی و زندگی است و همیشه می‌شود دوباره تلاش کرد. لگو به او فرصت می‌دهد ایده‌های جدیدش را بدون ترس از خراب شدن و شکست امتحان کند، چون می‌داند اگر خراب شد هم می‌تواند قطعات را دوباره روی هم بگذارد و از نو بسازد. این مهارت مدیریت شکست و ناامیدی یکی از پایه‌های مهم تربیت هیجانی است که در بازی با لگو به سادگی و خودبه‌خود در وجود کودک شکل می‌گیرد.

افزایش احساس موفقیت و اعتمادبه‌نفس

بعد از چند بار خراب شدن و ساختن، وقتی بالاخره آن برج لگویی یا ماشین رویایی ساخته شد، نوبت احساس موفقیت و اعتمادبه‌نفس است. چهره‌ی بچه‌ها را بعد از تمام کردن یک پروژه‌ی لگویی دیده‌اید؟ چشم‌هایشان برق می‌زند که “دیدی ساختمش!” همین تمام کردن کار و به نتیجه رساندن چیزی که در ذهن داشته‌اند، یک حس غرور و موفقیت به آنها می‌دهد. انگار که به خودشان می‌گویند «من توانستم!» و این یعنی تقویت اعتماد به نفس. پژوهش‌ها هم تأیید کرده‌اند که وقتی کودک ایده ذهنی خودش را با لگو می‌سازد و به واقعیت تبدیلش می‌کند، احساس توانمندی می‌کند و اعتمادبه‌نفسش بالا می‌رود. حتی در جلسات لگو‌درمانی هم دیده شده که کودکان بعد از ساختن سازه‌های دلخواهشان احساس ارزشمند بودن می‌کنند. پس هر بار که فرزندتان با افتخار سازه لگویی‌اش را به شما نشان می‌دهد و منتظر تحسین شماست، بدانید که در دلش پایه‌های اعتماد به نفس در حال شکل‌گیری است.

تقویت مهارت‌های اجتماعی و کار گروهی

لگو فقط فرد کودک را تقویت نمی‌کند، بلکه می‌تواند در مهارت‌های اجتماعی و ارتباطی او هم نقش داشته باشد. وقتی چند کودک دور هم جمع می‌شوند و تصمیم می‌گیرند با هم یک شهر لگویی بسازند، در حال یادگیری همکاری و کار تیمی هستند. ممکن است هر کدام نقش برعهده بگیرند: یکی معمار شود، یکی سازنده، یکی مدیر پروژه! بچه‌ها یاد می‌گیرند برای ساختن یک چیز باارزش، باید با هم کنار بیایند. به نوبت حرف بزنند، به ایده‌های هم گوش کنند و درباره طرح‌شان با هم مشورت کنند. در حین همین بازی گروهی، مهارت‌هایی مثل اشتراک‌گذاری، تعامل اجتماعی و احترام به نظر دیگران در آن‌ها تقویت می‌شود. حتی منتظر ماندن برای این‌که نوبتشان شود قطعه دلخواه را بگذارند، خودش تمرینی برای صبر و رعایت نوبت است. این‌ها همه جزئی از تربیت هیجانی هم هستند، چون کودک یاد می‌گیرد احساساتش را در جمع کنترل کند، همکاری کند و از کار گروهی لذت ببرد. شاید برای همین است که گفته می‌شود لگوبازی به تقویت هوش هیجانی کودکان هم کمک می‌کند.

کاهش استرس و اضطراب

کاهش استرس و اضطراب یکی دیگر از فواید پنهان لگو است. بعضی روزها ممکن است کودک از مهدکودک یا مدرسه با خستگی و کلی هیجان منفی برگردد. یک عالمه انرژی منفی یا استرس در وجودش است که شاید نتواند بگوید. حالا اگر جلوی او یک جعبه لگو بگذارید، می‌بینید که کم‌کم غرق ساختن می‌شود و آن تنش‌ها از یادش می‌رود. انگار ذهنش مرتب و آرام می‌شود. تعجب نکنید، واقعاً بازی با لگو اثر آرام‌بخشی دارد و روان‌شناسان از آن به عنوان روشی برای کاهش اضطراب کودکان یاد می‌کنند. حتی گفته شده که لگو نوعی ابزار درمانی برای کنترل استرس است؛ با مرتب کردن قطعات و ساختن یک چیز منظم، ذهن کودک از خاطره‌های پراسترس روزمره خالی می‌شود. حتما خود شما هم تجربه کرده‌اید که وقتی حواس آدم به کاری خلاقانه مثل ساختن لگو جمع باشد، نگرانی‌ها موقتاً کنار می‌روند. برای بچه‌ها هم همین‌طور است. پس اگر دیدید کودک‌تان بی‌قرار است یا اضطراب دارد، شاید بد نباشد با هم بنشینید و یک مدل لگو را شروع به ساختن کنید؛ خیلی وقت‌ها همین فرایند کنار هم چیدن آجرهای کوچک، مثل نوعی مدیتیشن برای کوچولوها عمل می‌کند و به قول معروف اعصابشان را آرام می‌نماید.

تمرین صبر و مدیریت تأخیر در پاداش

صحبت از اعصاب و آرامش شد، باید به تمرین صبر و حوصله هم اشاره کنیم. دنیای امروز طوری شده که بچه‌ها (حتی ما بزرگ‌ترها!) دوست دارند همه چیز فوری و سریع آماده باشد. اما لگو این وسط ترمز می‌کند و یادتان می‌آورد بعضی کارها زمان می‌برد. کودک ممکن است ساعت‌ها دنبال یک قطعه کوچک خاص بگردد یا برای پیدا کردن راه حل یک مشکل در ساختنش فکر کند. این فرایند گاهی حسابی صبر بچه را آزمایش می‌کند. مثلا وقتی آن قطعه‌ی قرمز کوچک زیر یک کوه قطعه‌ی ریز و درشت دیگر گم شده و پیدا کردنش ده دقیقه طول می‌کشد! یا وقتی سازه پیچیده است و نمی‌شود بسرعت تمامش کرد. اینجاست که کودک ناخواسته صبوری را یاد می‌گیرد. می‌فهمد که برای به دست آوردن نتیجه خوب، باید زحمت کشید و منتظر ماند. هر چند ممکن است سختش باشد، اما وقتی در نهایت با صبر و تلاش، کار تکمیل می‌شود، یک درس مهم زندگی را عملاً تمرین کرده است. پس لگو‌بازی کودکان را در برابر وسوسهٔ رضایت فوری مقاوم می‌کند و بهشان یاد می‌دهد بعضی خوشحالی‌ها نیاز به صبر دارد.

بهبود تمرکز و توجه

از فواید دیگر لگو که نباید غافل شد، تمرکز و توجه است. حتماً دیده‌اید وقتی کودک غرق لگوبازی می‌شود، چقدر با دقت و تمرکز بالا قطعات را یکی‌یکی سر جای خودشان می‌گذارد. انگار در آن لحظه هیچ چیز نمی‌تواند حواسش را پرت کند (مگر صدای مامان که می‌گوید “شام حاضره!”). دنبال کردن دفترچه راهنمای ساخت یک مدل لگو، یا حتی برنامه‌ریزی ذهنی برای ساخت یک سازه از تصورات خودش، هر دو نیاز به تمرکز عمیق دارند. کودک باید قدم به قدم فکر کند، تصمیم بگیرد کدام قطعه را کجا بگذارد، و اگر با دیگران بازی می‌کند حتی منتظر نوبتش باشد و به حرف‌های همبازی‌هایش گوش دهد. همه‌ی این کارها مهارت تمرکز او را تقویت می‌کند. جالب این‌جاست که متخصصان توصیه می‌کنند برای بچه‌هایی که اختلال توجه و تمرکز یا بیش‌فعالی دارند، بازی با لگو می‌تواند مفید باشد. چون این بازی به طور طبیعی آنها را وادار می‌کند که ذهنشان را روی یک هدف متمرکز کنند و مراحل رسیدن به آن را دنبال نمایند. پس اگر کودک پر جنب و جوشی دارید که یک جا بند نمی‌شود، لگو می‌تواند راهی باشد تا کمک کند کمی هم که شده روی یک کار بنشیند و تمرکز کند.

جمع‌بندی و نگاه درمانی-آموزشی

تمام این حرف‌ها را که کنار هم بگذاریم، به این نتیجه می‌رسیم که لگو چیزی فراتر از چند تکه پلاستیک رنگی است. یک دوست کوچک آموزشی است که بی‌سر و صدا در حال تربیت عاطفی و جسمی کودک شماست. از تقویت عضلات دست گرفته تا پرورش صبر و خلاقیت، از کاهش اضطراب تا افزایش اعتماد‌به‌نفس، همه و همه در خلال همین بازی ساده اتفاق می‌افتد. برای همین است که لگو بیش از هفتاد سال محبوب مانده؛ چون نسل‌های مختلف دیده‌اند که چه تاثیرات مثبتی برای بچه‌ها دارد. حتی جامعه علمی هم به این موضوع روی خوش نشان داده و از لگو در دنیای درمان و تعلیم استفاده می‌کند. مثلا در مواردی برای کمک به کودکان اوتیستیک یا مضطرب از «لگو درمانی» بهره می‌گیرند که طی آن درمانگر با کودک بازی لگو انجام می‌دهد تا مهارت‌های اجتماعی و ارتباطی او تقویت شود. در این جلسات، کودک همراه درمانگر با لگو چیزی می‌سازد و تشویق می‌شود درباره احساسی که نسبت به ساخته‌اش دارد حرف بزند و داستان بگوید. نتایج هم نشان داده که این روش به بهبود ارتباطات، کاهش اضطراب و ارتقای عزت‌نفس در کودکان کمک می‌کند. چقدر شگفت‌انگیز است که یک بازی که برای کودک این‌همه لذت‌بخش است، چنین فواید جدی و ارزشمندی هم دارد!

پایان: اتاق به‌ظاهر شلوغ، آزمایشگاه زندگی

در پایان، بد نیست یک بار دیگر به اتاق کودک نگاهی بیندازیم؛ جایی که کف آن پر از قطعات ریز و درشت لگو شده و شاید برای بزرگترها نامرتب به نظر برسد. اما همان اتاق به‌ظاهر شلوغ، در واقع آزمایشگاه کوچکی برای فرزند شماست تا مهارت‌های زندگی را تمرین کند. دفعه بعد که پای برهنه روی یکی از این لگوهای ناقلا رفتید و از درد فریادتان بلند شد، یادتان بیفتد که همین تکه‌های کوچک در حال ساختن آینده‌ی فرزندتان هستند! حقیقت این است که تربیت هیجانی و فیزیکی کودکان تنها با نصیحت و آموزش مستقیم حاصل نمی‌شود؛ گاهی یک بازی ساده مثل لگو بیشترین تاثیر را می‌گذارد. پس بگذارید بچه‌ها آزادانه با لگوهایشان دنیای خود را بسازند، خراب کنند، دوباره بسازند و یاد بگیرند. ما هم کناردستشان بنشینیم، تماشا کنیم و لذت ببریم. شاید چیزی نگذرد که شما هم غرق ساختن شدید و با خودتان گفتید: «راستی، بعدش چی بسازیم…؟» 😉

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *