جزئیاتش قشنگه — پلهها، برگها، گلها، و حتی یه تاب رنگی که میتونی حیوونا رو روش بچرخونی. مینیفیگ آنتونیو هم با موهای فر و تیشرت زردش، دقیقاً همون بچهی مهربونیه که توی فیلم دیدی.


بازی با این ست فقط قصهگفتن نیست. یه جور همدلیه با طبیعت. بچهها تصمیم میگیرن امروز آنتونیو با کدوم حیوان حرف بزنه، به کی کمک کنه، کدوم پرنده مریضه، یا کدوم درخت نیاز به آبیاری داره.
و شاید، وقتی ساختن تموم شد، یه چیزی توی دل کودک بگه:
“منم میتونم مراقب باشم… حتی اگه قدرت جادویی نداشته باشم.”
چون بعضی قدرتا، بیصدا میان. درست مثل لبخند آنتونیو. 🐾💚🌿


