لگو و تکنولوژی

شاید کودک شما هم معمار خوبی شود!

شاید کودک شما هم معمار خوبی شود!

 بنای آینده با آجرهای بازی

شما احتمالاً در نگاه اول، لگو را فقط یک اسباب‌بازی سرگرم‌کننده می‌بینید؛ اما پشت این آجرهای رنگارنگ، پلی به دنیای معماری پنهان شده است. بازی با لگو چیزی فراتر از سر هم کردن قطعات پلاستیکی‌ست. این تجربه به ظاهر ساده می‌تواند جرقه‌ای برای علاقه به معماری باشد و تخیل یک کودک را به ساخت سازه‌هایی الهام‌گرفته از دنیای واقعی سوق دهد. شاید برایتان جالب باشد که خود شرکت لگو باور دارد «کودکانی که امروز با لگو دنیای خود را می‌سازند، فردا دنیای آینده را خواهند ساخت». پس هر بار که کودکی برج کوچکی از لگو می‌سازد، در واقع دارد رویای یک معمار درون خود را بنا می‌کند.

معمار دنیای خودت باش!

لگوها به بچه‌ها این فرصت را می‌دهند که معمار دنیای خیالی خودشان باشند. هر کودکی وقتی مشغول چیدن آجرهای لگو روی هم است، در حال آزمون و خطا برای خلق ساختاری جدید است؛ خانه‌ای می‌سازد، آن را خراب می‌کند و دوباره از نو می‌سازد. در این فرآیند سرگرم‌کننده، خبری از ترس خراب شدن یا اشتباه کردن نیست و همین فضای امن، خلاقیت او را شکوفا می‌کند. کودک با لگوبازی یاد می‌گیرد که ایده‌های خود را بدون ترس عملی کند و هر بن‌بست کوچکی را با یک راه‌حل خلاقانه پاسخ دهد. چنین روحیه‌ی تجربه‌گرایی و عدم ترس از شکست، پایه‌ی تفکر طراحی و معماری در آینده خواهد بود.

هر برج لگویی یک درس معماری است

شاید دیده باشید وقتی کودکی یک برج بلند از لگو می‌سازد، ناگهان سازه‌اش فرو می‌ریزد. او به سرعت متوجه می‌شود که برای ساختن برجی مرتفع، پایه و فونداسیون محکم‌تری لازم است. بدون اینکه کلاس مهندسی سازه گذرانده باشد، در همین لحظه درس «پایداری و استحکام» را یاد می‌گیرد. لگو این امکان را می‌دهد که مفاهیم اولیه‌ی مهندسی و معماری مثل ثبات سازه را با آزمون و خطا یاد بگیریم؛ چون اگر پایه‌ی یک برج لگویی سست باشد، سازه فرو می‌ریزد و کودک غریزی درمی‌یابد که برای ساختن ساختمان‌های بزرگ‌تر، باید از قطعات بزرگ‌تر یا تعداد بیشتری قطعه در پایه استفاده کند. به این ترتیب، لگو به بچه‌ها فرصت می‌دهد اصول ایمنی و استحکام در معماری را بدون پیامدهای دنیای واقعی بیاموزند.

فکر کن این خونه به چه درد می‌خوره؟

لگوبازی فقط درباره‌ی بلندتر ساختن نیست؛ درباره‌ی کاربرد و طراحی داخلی هم هست. وقتی کودکی با لگو یک خانه می‌سازد و بعد فیگورهای کوچکش را داخل آن قرار می‌دهد، در واقع دارد به مقیاس و کاربری فضا فکر می‌کند. مثلاً اگر اتاق لگویی خیلی کوچک باشد، آدمک‌های لگویی جا نمی‌شوند. اینجاست که کودک یاد می‌گیرد هر ساختمان باید به‌اندازه‌ی کاربرانش طراحی شود؛ درست همان‌طور که یک معمار واقعی هنگام طراحی خانه‌ی واقعی به فضای کافی برای زندگی افراد توجه می‌کند. این بازی ساده، مفهوم مهمی را جا می‌اندازد: هر سازه‌ای باید کارآمد و مناسب استفاده باشد، نه فقط زیبا یا بلند. کودک کم‌کم می‌فهمد که یک برج ۱۱۴ سانتی‌متری لگویی اگر داخلش جای زندگی نباشد، بیشتر شبیه یک ماکت است تا یک ساختمان کاربردی.

زیبایی در معماری لگویی

البته زیبایی هم اهمیت خودش را دارد. همان‌طور که بچه‌ها دوست دارند با لگو ترکیب‌های رنگارنگ و قرینه بسازند، در حقیقت در حال یادگیری اصول زیبایی‌شناسی در معماری هستند. انتخاب اینکه کدام رنگ‌ها کنار هم خوش‌آیندترند یا یک ساختمان لگویی چطور چشم‌نوازتر می‌شود، تخیلی است که به پرورش ذوق معماری کمک می‌کند. حتی اگر «زیبایی در چشم بیننده است»، لگوبازی به کودک یاد می‌دهد که طراحی یک ساختمان صرفاً چیدن دیوارها نیست؛ بلکه آفرینش یک اثر هنری است که باید هم محکم، هم کاربردی و هم زیبا باشد. بسیاری از معماران معتقدند که تمرین برای خلق زیبایی در طراحی را می‌توان از همان ساختن مدل‌های لگویی آغاز کرد.

معماران مشهوری که لگوباز بودند!

شاید باورش سخت باشد، اما خیلی از معماران امروز، کودکانی بودند که ساعت‌ها با لگو شهر خیالی می‌ساختند. برای مثال، گرِگ پاسکوارلی (هم‌بنیان‌گذار یکی از شرکت‌های معروف معماری نیویورک) اعتراف کرده که «لگو دلیل شد که من معمار شوم؛ دوران کودکی‌ام با تماشای آسمان‌خراش‌های نیویورک و بازسازی‌شان با لگو گذشت و همان بازی‌ها عشق معماری را در من زنده کرد». او حتی می‌گوید هنوز هم ردپای آن روزهای لگوبازی در سبک طراحی ساختمان‌های منحنی‌شکل دفتر معماری‌اش دیده می‌شود. پاسکوارلی تنها نیست؛ بسیاری از کودکان دهه ۹۰ میلادی که با لگو سازه‌های پیچیده می‌ساختند، بعدها مسیر تحصیل معماری را در پیش گرفتند. این نشان می‌دهد خلاقیتی که لگو در کودکی شعله‌ور می‌کند، می‌تواند تا بزرگسالی ادامه یابد و به انتخاب شغل آینده منجر شود.

از بازی تا واقعیت: LEGO Architecture

جالب اینجاست که ارتباط لگو و معماری آنقدر قوی بوده که خود شرکت لگو پلی میان این دو دنیا زده است. اگر نام سری LEGO Architecture به گوشتان خورده باشد، می‌دانید که لگو مجموعه‌هایی از بناهای مشهور دنیا را برای علاقه‌مندان معماری عرضه کرده است؛ از برج ایفل و اپرای سیدنی گرفته تا تاج‌محل و کاخ سفید. آغاز این سری داستان جالبی دارد: معماری به نام آدام رید تاکر که عاشق لگو بود، شروع به ساخت ماکت ساختمان‌های معروف با لگو کرد و طرح‌های دقیقش توجه شرکت لگو را جلب نمود. نتیجه این شد که لگو در سال ۲۰۰۸ به طور رسمی سری «معماری» را روانه بازار کرد. هر مدل همراه دفترچه‌ای از جزئیات تاریخی و معماری بنای واقعی بود تا تجربه‌ی ساختن، آموزشی عمیق‌تر هم بدهد. حتی یک ستودیو معماری لگو منتشر شد که به‌جای مدل مشخص، بیش از ۱۲۰۰ قطعه سفید و شفاف داشت و یک کتاب ۲۰۰ صفحه‌ای راهنما پر از نکات معماری و تمرین‌های طراحی همراه آن بود. این ست به بچه‌های علاقه‌مند نشان می‌داد چگونه با همان آجرهای ساده می‌توان مفاهیم پیچیده‌ی معماری را آموخت و خلاقیت را فراتر از دستورالعمل‌ها به کار گرفت. در واقع لگو رسماً از معماران خواست تا الهام‌بخش نسل جدید طراحان باشند و ابزار بازی را به کلاس درس تبدیل کنند.

وقتی معماری لگویی واقعی می‌شود

ارتباط لگو و معماری گاهی آنقدر مستقیم می‌شود که مرز بین بازی و دنیای واقعی را محو می‌کند. کافی است به خانه‌ی لگو در شهر بیلوند دانمارک نگاهی بیندازید؛ ساختمانی شگفت‌انگیز که معمار مشهور، بیارکه اینگلس، آن را طوری طراحی کرده که انگار تعداد زیادی آجربازی غول‌پیکر روی هم چیده شده‌اند. بازدیدکنندگان می‌گویند این بنا چنان واقعی و در عین حال لگومانند است که گویی یک مدل لگو را بزرگ‌نمایی کرده‌اید و در آن قدم می‌زنید! چنین پروژه‌هایی نشان می‌دهد تصوری که در ذهن یک کودک هنگام بازی با لگو شکل می‌گیرد، چقدر می‌تواند الهام‌بخش معماری در مقیاس واقعی باشد.

لگو، آموزگار خاموش معماری

در پایان، لگو فقط یک بازی نیست؛ یک آموزگار خاموش است. این آجرهای کوچک به کودکان یاد می‌دهند بزرگ فکر کنند و بدون ترس بسازند. از مفاهیم پایه‌ی معماری مانند استحکام، مقیاس و زیبایی گرفته تا پرورش تخیل و پشتکار، همه و همه در خلال بازی با لگو به نسل آینده منتقل می‌شود. پس دفعه‌ی بعد که کودکی را غرق در ساختن دنیای لگویی‌اش دیدید، به یاد داشته باشید که شاید یک معمار خلاق در حال شکل‌گیری است. چه کسی می‌داند، شاید همین سازه‌های کوچکی که امروز با ذوق و شوق ساخته می‌شوند، الهام‌بخش ساخت آسمان‌خراش‌های فردا باشد. دنیای معماری منتظر معماران کوچکی است که از دل بازی‌ها و رویاهای امروز برمی‌خیزند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *