تا به حال دقت کردهاید وقتی کودکتان مشغول چیدن قطعات رنگارنگ لگو است، چیزی جادویی رخ میدهد؟ انگار این آجرهای کوچک همانطور که روی هم سوار میشوند، یک داستان بیصدا از دنیای درون کودک را روایت میکنند. لگو فقط اسباببازی سرگرمکنندهای که کف اتاق پخش شده نیست؛ گاهی میتواند نقش یک مشاور و روانکاو را برای کودک بازی کند. در واقع امروزه حتی روانشناسان و متخصصان دریافتهاند که لگو چیزی فراتر از یک اسباببازی ساده است و میتواند ابزاری «تحولآفرین» برای آرامش ذهن و رشد افراد باشد. در این مقاله میخواهیم ببینیم چگونه لگو فراتر از یک بازی ساده، به خدمت ذهن و خلاقیت درمیآید و میتواند زبان احساسات، راهی برای کاهش استرس، پلی به سوی تمرکز و حتی ابزاری در خدمت تربیت و درمان باشد.
لگو: زبان بیان احساسات کودکان
کودکان دنیای احساسی بسیار گستردهای دارند، اما دایرهٔ لغاتشان محدود است. تحقیقات نشان میدهد کودکان خردسال شاید تنها حدود ۶٪ از واژگان یک بزرگسال را در اختیار داشته باشند و طبیعی است که نتوانند همهٔ احساسات بزرگ و پیچیدهٔ خود را بیان کنند. اینجاست که بازی به زبان دوم کودک تبدیل میشود. لگو یکی از آن زبانهای مخصوص کودک است که به او امکان میدهد آنچه در دل دارد را بیواسطه نشان دهد. برای کودکی که بیان کلامی احساسات برایش دشوار است، ساختن با لگو میتواند پل ارتباطی باشد. او میتواند با آجرهای لگو صحنهای بسازد که حالوهوایش را منعکس کند، مثلا یک شکل عصبانی وقتی خشمگین است یا یک خانهٔ دنج وقتی احساس امنیت میکند. چنین سازههایی در واقع حرف دل کودکاند و والدین یا مشاور میتوانند از همین ساختهها برای شروع گفتوگو استفاده کنند. وقتی کودک در یک فضای امن و خلاقانه احساساتش را با لگو بیان میکند، در حال تقویت هوش هیجانی و شناخت بهتر عواطف خود نیز هست.
لگو و کاهش استرس: آرامش آجر به آجر
ساختن با لگو فقط برای وقتگذرانی نیست؛ میتواند مثل یک مدیتیشن بیصدا عمل کند. وقتی کودک غرق در وصل کردن آجرهای کوچک میشود، تمرکز او از دلمشغولیها و استرسهای بیرونی کنده شده و به لحظهٔ حال معطوف میگردد. حتما دیدهاید که وقتی سرگرم یک کار دستی یا هنری هستیم، گذر زمان را حس نمیکنیم و ذهنمان آرام میگیرد؛ لگو هم دقیقا چنین حالتی از جریان ذهنی (Flow) را ایجاد میکند که به کاهش اضطراب میانجامد. مطالعات نشان دادهاند همین تمرکز بر یک فعالیت خلاقانه و دستورزی با قطعات کوچک، استرس و اضطراب را در کودکان (و حتی بزرگسالان) کاهش میدهد. از سوی دیگر، لگوسازی میتواند برای کودک یک مکانیزم کنار آمدن با احساسات منفی باشد. هرگاه کودک احساس اضطراب یا دلشوره میکند، پرداختن به یک پروژهٔ ساختنی به او فرصت میدهد موقتا از منبع استرس فاصله بگیرد و ذهنش استراحت کند. به مرور زمان، کودک یاد میگیرد هر زمان دلآشوبه داشت، با “آجر درمانی” خود را آرام کند و احساساتش را بهتر مدیریت نماید. جالب آنکه حتی خیلی از بزرگترها هم امروزه در کنار مشاغل پراسترسشان به لگو روی آوردهاند تا با ساختن یک مدل جذاب، ذهنشان را آرام کنند و فشار روزمره را تخلیه نمایند.
تمرکز و تفکر خلاق در سایهٔ لگو
اگر تا به حال کودک خود را در حال ساختن یک مدل لگو تماشا کرده باشید، حتما دیدهاید با چه دقتی قطعات را جستوجو و طبق راهنما کنار هم میگذارد. ساختن با لگو نیاز به توجه به جزئیات، صبر و پیگیری مراحل دارد. این یعنی هر بار که کودک مشغول لگوسازی میشود، در حال تمرین مهارت تمرکز و تقویت دامنهٔ توجه خود است. حتی کودکانی که معمولا یکجا بند نمیشوند (مثلا مبتلایان به بیشفعالی)، هنگام کار با لگو چنان غرق دنیای ساختنی میشوند که میتوانند مدت طولانی با حوصله کار کنند. چنین تجربههایی نشان میدهد لگو میتواند ابزاری برای پرورش تمرکز باشد.
از سوی دیگر, لگو آسمان بیکرانی برای پرورش خلاقیت در اختیار کودک میگذارد. برخلاف اسباببازیهای آماده، در دنیای لگو هیچ حد و مرزی برای تخیل وجود ندارد. کودک میتواند هر آنچه را در ذهنش میپرورد با آجرها بسازد. این آزادی عمل، قوهٔ تخیل او را بال و پر میدهد و به تفکر خلاق او میدان میبخشد. همچنین حل مسائلی مانند «این قطعه کجا باید قرار بگیرد؟» یا «چطور پلی بسازم که فرو نریزد؟» نوعی حل مسئلهٔ خلاقانه است که در خلال بازی رخ میدهد.
لگو در نقش درمانگر: از LEGO Therapy تا بازیدرمانی
قدرت لگو در کمک به رشد عاطفی و اجتماعی کودکان آنقدر مورد توجه قرار گرفته که حتی روشی درمانی به نام «لگو تراپی» ابداع شده است. روانشناسی به نام دکتر دنیل لگوف اولین بار زمانی به این ایده رسید که دو کودک مبتلا به اوتیسم را دید که در اتاق انتظار مطبش محو بازی مشترک با لگو شدهاند. او این مشاهدهٔ جالب را به برنامهای هدفمند تبدیل کرد و گروههای بازیدرمانی با لگو (Lego Club) را پایهگذاری کرد. در این جلسات، کودکان دور هم سازه میساختند و به تدریج مهارتهای اجتماعی و حل مسئله را تمرین میکردند. این روش بهویژه برای کودکان طیف اوتیسم که در تعاملات اجتماعی مشکل دارند بسیار موفقیتآمیز بود.
خیلی زود معلوم شد کودکانی با اضطراب یا افسردگی نیز در فضای سازندهٔ این بازی احساس امنیت کرده و پیشرفت چشمگیری نشان میدهند. دلیلش آن است که محیط قانونمند لگو به آنها اجازه میدهد بدون ترس از قضاوت شدن، در کنار دیگران بازی و همکاری کنند و همین امر اضطرابشان را کاهش میدهد.
امروزه بسیاری از متخصصان از لگو به عنوان ابزار بازیدرمانی استفاده میکنند. ممکن است یک مشاور از کودک بخواهد با لگو صحنهای از یک اتفاق ناراحتکننده را بسازد یا «احساس» خود را در قالب یک سازه نشان دهد. این رویکرد به کودک کمک میکند بدون نیاز به کلمات مستقیم، تجربیات و عواطف درونیاش را پردازش کرده و دربارهاش حرف بزند.
چند پیشنهاد عملی برای والدین
والدین میتوانند با بهکارگیری لگو در خانه، هم به آرامسازی کودک کمک کنند و هم راهی برای گفتگو دربارهٔ احساسات او بیابند. در ادامه چند ایدهٔ کاربردی آورده شده است:
ساختن «احساس امروزت»: از کودک بخواهید احساس امروز خود را با لگو بسازد. اگر کودک نیاز به کمک دارد، ابتدا شما یک مدل ساده بسازید و احساس خود را توضیح دهید. سپس اجازه دهید هرچه دوست دارد بسازد. پس از پایان ساخت، دربارهٔ ساختهها صحبت کنید: «این چیست که ساختی؟ چه احساسی داشتی که این را درست کردی؟» با این گفتگو کودک راحتتر میتواند احساسش را نام ببرد و دربارهاش حرف بزند. برخی والدین یک «شیشهٔ احساسات» درست میکنند و این سازههای کوچک روزانه را داخل آن میاندازند تا مجموعهای از احساسات تجربهشدهٔ کودک شکل بگیرد.
ساختن یک «جای امن» خیالی: از فرزندتان بخواهید با لگو مکانی را بسازد که در آن احساس امنیت و آرامش میکند. این جای امن خیالی میتواند یک قلعه, اتاق یا حتی یک جزیرهٔ دورافتاده باشد که او دوست دارد. حین ساختن، دربارهٔ جزئیات آن از کودک بپرسید («چه چیزهایی توی این قلعه گذاشتی که باعث میشه احساس خوبی داشته باشی؟») و بگذارید توضیح دهد. این کار به کودک کمک میکند هم تخیلش را به کار بیندازد و هم به شما بگوید چه چیزهایی به او احساس آرامش میدهد. دفعهٔ بعد که کودک مضطرب شد، میتوانید به آن «جای امن» لگوییاش اشاره کنید یا حتی دوباره آن را با هم بسازید تا آرام شود.
داستانپردازی با سازهها: لگو میتواند ابزار خوبی برای داستان گفتن دربارهٔ وقایع ناراحتکننده باشد. اگر کودک شما روز سختی را گذرانده یا اتفاقی او را رنجانده است, از او بخواهید با آدمکها و لگوها صحنهٔ آن اتفاق را بازسازی کند و سپس دربارهٔ آنچه ساخته توضیح دهد. در خلال این روایت غیرمستقیم، احساسات پنهانش بیان میشود و شما میتوانید راهحل بیابید. ساختن داستان با لگو به کودک کمک میکند از بیرون به ماجرا نگاه کند و راحتتر دربارهاش صحبت نماید.
وقت آرام با لگو: لازم نیست همیشه هدف یا برنامهٔ خاصی در کار باشد. گاهی وقتی حس میکنید کودک بیقرار یا کلافه است، یک جعبه لگو جلویش بگذارید و او را تشویق کنید هرچه دلش میخواهد بسازد. خودتان هم کنار او مشغول ساختن شوید. این «وقت آرام لگویی» مثل یک زنگ تفریح ذهنی عمل میکند; کودک با دستانش مشغول میشود و کمکم تنش و اضطرابش کاهش مییابد. در این لحظات اگر خواست حرف بزند با دقت گوش کنید و اگر چیزی نگفت, از سکوت و تمرکزی که در فضای ساختن ایجاد شده لذت ببرید. حضور آرام شما به او احساس امنیت میدهد و وقتی آرام شد شاید خودش سر صحبت را باز کند.
جمعبندی
شاید آرامش و ارتباط عاطفی با کودکانمان را بتوان در سادهترین ابزارها پیدا کرد. لگو یکی از همان ابزارهای ساده اما شگفتانگیز است که میتواند دوست، همبازی و حتی درمانگر کوچکی برای کودک ما باشد. وقتی کنار فرزندتان مینشینید و با هم شروع به ساختن میکنید، او حضور و توجه شما را حس میکند و شما نیز فرصت مییابید دنیای درونش را بهتر بشناسید. چنین لحظاتی برای هر دوی شما آرامشبخش و لذتبخش است. پس دفعهٔ بعد که فرزندتان ناراحت یا مضطرب به نظر میرسد، چند قطعه لگو بردارید و به او بگویید: «بیا با هم چیزی بسازیم.» شاید لگو در سکوت خود نقش یک روانکاو را ایفا کند و به کودک شما کمک کند احساساتش را بیان کرده و کمکم آرام شود – آجر به آجر.